السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

11

تفسير الميزان ( فارسي )

فقراء و مساكين از بزرگترين و قويترين عاملها براى رسيدن به اين هدف است . * ( « وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ ) * . . . * ( هُمُ العادُونَ » ) * كلمه « فروج » جمع فرج است - و به طورى كه گفته‌اند - به معناى عورت زن و مرد است ، كه مردم از بردن نام آنها شرم مىكنند . و حفظ فروج كنايه از اجتناب از مواقعه نامشروع است ، از قبيل زنا و لواط و يا جمع شدن با حيوانات و امثال آن . * ( « إِلَّا عَلى أَزْواجِهِمْ أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ » ) * - اين جمله استثناء از حفظ فروج است . « ازواج » به معناى زنان حلال ، و * ( « ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُمْ » ) * به معناى كنيزان مملوك است و معنايش اين است كه مواقعه با زنان خود و يا با كنيزان مملوك ، ملامت ندارد . * ( « فَمَنِ ابْتَغى وَراءَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ العادُونَ » ) * - اين آيه تفريع است بر مطالب قبل يعنى مستثنى و مستثنى منه - و معنايش اين است كه : وقتى مقتضاى ايمان اين شد كه به كلى فروج خود را حفظ كنند مگر تنها از دو طايفه از زنان ، پس هر كس با غير اين دو طايفه مساس و ارتباط پيدا كند ، متجاوز از حدود خدا شناخته مىشود ، حدودى كه خداى تعالى براى مؤمنين قرار داده است . در سابق در ذيل آيه « وَلا تَقْرَبُوا الزِّنى إِنَّه كانَ فاحِشَةً وَساءَ سَبِيلًا » « 1 » در جلد سيزدهم اين كتاب كلامى پيرامون زنا و اينكه نوع بشرى را فاسد مىكند مطرح كرديم . * ( « وَالَّذِينَ هُمْ لأَماناتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ راعُونَ » ) * « امانت » در اصل مصدر است ، ولى بسيار مىشود كه به آن چيزى كه سپرده شده - چه مال و چه اسرار و امثال آن - نيز امانت مىگويند و در آيه شريفه هم مقصود همان است و اگر آن را به صيغه جمع آورده ، شايد براى آن باشد كه دلالت بر همه اقسام امانتها كه در بين مردم داير است بكند . و چه بسا گفته « 2 » باشند : امانات شامل تمامى تكاليف الهى كه در بشر به وديعه سپرده شده و نيز شامل اعضاء و جوارح و قواى بشر مىشود - كه بايد در كارهايى كه مايه رضاى خدا است به كار بست - و نيز شامل هر نعمت و مالى است كه به آدمى داده شده ولى اين احتمال از نظر لفظ خالى از بعد نيست ، هر چند كه از نظر تجزيه و تحليل معنا ، عموميت دادن آن صحيح مىباشد . كلمه « عهد » بر حسب عرف و اصطلاح شرع به معناى آن چيزى است كه انسان با

--> ( 1 ) سوره اسراء ، آيه 32 . ( 2 ) روح المعانى ، ج 18 ، ص 11 .